تبلیغات
هر چی كه عشقتون بكشه... - مطالب شهریور 1392

هر چی كه عشقتون بكشه...

"اگر چه در میان شما هستم، اما از شما نیستم"

تفاوت دخترها با پسرها18

توجه: این مطلب تنها جنبه ی طنز دارد و من هیچ مشكلی با آقا پسرها یا دختر خانم ها ندارم. لطفاً لبخند بزنید. . .

 

 

تفاوت دخترها با پسرها در خرید پوشاك:

 

 

پسر ها:

انتخاب کت . پرداخت پول . خارج شدن از پاساژ

دخترها:

فروشنده : خب چه طور بود خانوم ؟

دختر : راستش این مانتو خیلی چاق نشونم میده... بی زحمت اون یکی مانتو رو بیارین.

فروشنده : کدوم مانتو ؟

دختر : او مانتو بالا زانوییه.

فروشنده : دخترم او بلوزه.

دختر : باشه اون مانتو رنگ کالباسی رو بدید.

فروشنده : این یکی خوبه ؟

دختر : نه این یکی خیلی لاغر نشونم میده. اون یکی رو بدید رنگ لجنیه.

فروشنده : خب خانوم حالا پسند کردید؟

دختر : ای وای این یکی هم بلنده هم گشاده . لطفا یکم تنگ تر و کوتاه ترشو بدید.( فروشنده داره تو دلش فوش خوار مادر به دختره میده)

فروشنده : خب چی شد این یکی چه طوره ؟

دختر : ببخشید. فعلاً پشیمون شدم!!! اصلا من میرم شب با دوستم میام آخه اینجوری نمی تونم انتخاب كنم!!!!

فروشنده : (تو دلش .. دختره نکبت)

 

می توانید برای دیدن كامل ترین و جنجالی ترین بخش وبلاگ، یعنی بخش "تفاوت دخترها با پسرها" به اینجا مراجعه فرمایید.

 



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :تفاوت دخترها با پسرها ،
  • دانلود آهنگ های مخصوص اول مهر

    سلام.

    همین طور كه می دونین تا چند روز دیگه دوباره مدرسه ها باز می شن. من مطمئنم كه همه ی شما، خصوصاً عزیزان مدرسه ای از این قضیه بسیارخوش حالند!(لطفاً فحش ندین!!!)

    براتون چند تا از آهنگ های  این روز ها رو پست كردم. این ترانه ها هر چند كه قدیمی هستند اما برای بسیاری از ما ها خاطرات شیرین دوران كودكی و نوجوانی مان را زنده می كنند.

    امیدوارم لذت ببرین.

    راهنمای دانلود آهنگ:برای دانلود آهنگ ها،تنها كافیست روی نام آن ها كلیك كنید،صفحه ای جدید باز می شود كه می توانید آهنگ ها را به راحتی از آن جا دانلود نمایید.

     

    بوی ماه مدرسه

    حجم:2.3Mb

     

    مدرسه ها باز شده

    حجم:1.45Mb

     

    هم شاگردی سلام

    حجم:900Kb 

     

    باز هم اول مهر

    حجم:200Kb

     

    منبع:direstan.ir



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :موسیقی ،
  • جملات قصار 14

    ّنام آوران و بزرگان تاریخ همواره بر اصولی تاكید داشتند كه از دیدگان خیلی ها نهان می ماند. این اصول گاه كوچك و گاه بزرگ بود. آنان این اصول را در غالب جملاتی كوتاه برای ما و بازماندگانشان به یادگار گذاشتند. خواندن این جملات كه به بهتر زیستن انسان كمك می كنند خالی از لطف نیست. اكنون برخی از این جملات را با هم می خوانیم:

    زندگی کسالت بار نیست، بلکه کسالت در مردمی است که از پشت عینکهای دودی و تیره به دنیای خود نگاه می کنند.

    خیلی از افراد در بیست و پنج سالگی می میرند، اما تا هفتاد سالگی دفن نمی شوند. این برای من یک راز بزرگ است که چرا بعضی از انسان ها به هر جایی که نگاه می کنند، زیبایی و لطافت می بینند و حال آن که این زیبایی ها بر دیگران پوشیده است.

    بر آنچه گذشت، آنچه شکست و آنچه نشد، حسرت نخور. زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد ...

    کاغذ سفید را هرچقدر هم که تمیز و براق باشد کسی قاب نمی گیرد! برای ماندگاری در ذهن ها باید حرفی برای گفتن داشت.

    زندگی به من آموخت هر چیز قیمتی دارد،پنیر مجانی فقط در تله موش یافت می شود !

     

    (می توانید برای خواندن ادامه ی جملات،به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید.)


    ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :جملات قصار ،
  • برنامه نویس و مهندس

     

    یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم.
    مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ۵٠ دلار به شما می‌دهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کند.

    برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟» برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام
    همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.

    بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ۵٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ۵٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید ...



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :داستان كوتاه ،





  • جاوا اسكریپت

    Online User

    به وبلاگ خودتون خوش اومدید.
    من در این وبلاگ بهترین و متنوع ترین مطالب رو مناسب با تمام سلیقه ها پست می كنم. تمام لینك های دانلودی كه در این وب وجود دارند مستقیم هستند. آرشیو وب رو از دست ندید.می تونید مطالب زیبایی رو پیدا كنید.
    اگر دوست دارین بیشتر با من آشنا شوید می توانید به قسمت "صفحات جانبی" بلاگ مراجعه فرمایید.
    و در آخر:
    همراه وب باشید...

    Hamed


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :