تبلیغات
هر چی كه عشقتون بكشه... - مطالب مهر 1392

هر چی كه عشقتون بكشه...

"اگر چه در میان شما هستم، اما از شما نیستم"

جملات قصار15

نام آوران و بزرگان تاریخ همواره بر اصولی تاكید داشتند كه از دیدگان خیلی ها نهان می ماند. این اصول گاه كوچك و گاه بزرگ بود. آنان این اصول را در غالب جملاتی كوتاه برای ما و بازماندگانشان به یادگار گذاشتند. خواندن این جملات كه به بهتر زیستن انسان كمك می كنند خالی از لطف نیست. اكنون برخی از این جملات را با هم می خوانیم:

در زندگی نه هدفی دارم نه مسیری، نه منظوری و نه حتی معنایی. اما شادم و این نشان
می دهد که یک جای کار ایراد دارد! چارلز شولز

 

بی سوادان قرن ۲۱ کسانی نیستند که نمی توانند
بخوانند و بنویسند ، بلکه کسانی هستند که نمی توانند آموخته های کهنه را دور بریزند
و دوباره بیاموزند … الوین تافلر

  

نعره هیچ شیری خانه چوبی مرا خراب نمی کند، من از
سکوت موریانه ها می ترسم.

  

به شخصیت خود….. بیشتر از آبرویتان اهمیت دهید..
زیرا شخصیت شما… جوهر وجود شماست.. و آبرویتان… تصورات دیگران نسبت به شما است

 

باران که میبارد همه پرنده ها به دنبال سر پناهند
اماعقاب برای اجتناب از خیس شدن بالاتراز ابرهاپرواز میکند این دیدگاه است که تفاوت
را خلق می کند…

(می توانید برای خواندن باقی جملات، به ادامه ی مطلب رجوع فرمایید.)


ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :جملات قصار ،
  • عشق خالص

     
     
     
     
    زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می خواست او همان جا بماند.
    از حرف های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است.در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم. یک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر که در دبیرستان درس می خواند و تمام ثروتشان یک مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو است. در راهروی بیمارستان یک تلفن همگانی بود و هر شب مرد از این تلفن به خانه شان زنگ می زد. صدای مرد خیلی بلند بود و با آن که در اتاق بیماران بسته بود، اما صدایش به وضوح شنیده می شد. موضوع همیشگی مکالمه تلفنی مرد با پسرش هیچ فرقی نمی کرد :گاو و گوسفند ها را برای چرا بردید؟ وقتی بیرون می روید، یادتان نرود در خانه را ببندید. درس ها چطور است؟ نگران ما نباشید. حال مادر دارد بهتر می شود. بزودی برمی گردیم…

    چند روز بعد پزشک ها اتاق عمل را برای انجام عمل جراحی زن آماده کردند. زن پیش از آنکه وارد اتاق عمل شود ناگهان دست مرد را گرفت و درحالی که گریه می کرد گفت: « اگر برنگشتم، مواظب خودت و بچه ها باش.» مرد با لحنی مطمئن و دلداری دهنده حرفش را قطع کرد و گفت: «این قدر پرچانگی نکن.» اما من احساس کردم که چهره اش کمی درهم رفت. بعد از گذشت ده ساعت که زیرسیگاری جلوی مرد پر از ته سیگار شده بود، پرستاران، زن بی حس و حرکت را به اتاق رساندند. عمل جراحی با موفقیت انجام شده بود. مرد از خوشحالی سر از پا نمی شناخت و وقتی همه چیز روبراه شد، بیرون رفت و شب دیروقت به بیمارستان برگشت. مرد آن شب مثل شب های گذشته به خانه زنگ نزد. فقط در کنار تخت همسرش نشست و غرق تماشای او شد که هنوز بی هوش بود. صبح روز بعد زن به هوش آمد. با آن که هنوز نمی توانست حرف بزند، اما وضعیتش خوب بود. از اولین روزی که ماسک اکسیژنش را برداشتند، دوباره جر و بحث زن و شوهر شروع شد. زن می خواست از بیمارستان مرخص بشود و مرد می خواست او همان جا بماند. همه چیز مثل گذشته ادامه پیدا کرد. هر شب، مرد به خانه زنگ می زد. همان صدای بلند و همان حرف هایی که تکرار می شد. روزی در راهرو قدم می زدم. وقتی از کنار مرد می گذشتم داشت می گفت: گاو و گوسفندها چطورند؟ یادتان نرود به آنها برسید. حال مادر به زودی خوب می شود و ما برمی گردیم.
    یک بار اتفاقی نگاهم به او افتاد و ناگهان با تعجب دیدم که اصلا کارتی در داخل تلفن همگانی نیست. مرد درحالی که اشاره می کرد ساکت بمانم، حرفش را ادامه داد تا این که مکالمه تمام شد. بعد آهسته به من گفت: خواهش می کنم به همسرم چیزی نگو. گاو و گوسفندها را قبلا برای هزینه عمل جراحیش فروخته ام. برای این که نگران آینده مان نشود، وانمود می کنم که دارم با تلفن حرف می زنم.
    در آن لحظه متوجه شدم که این تلفن برای خانه نبود، بلکه برای همسرش بود که بیمار روی تخت خوابیده بود. از رفتار این زن و شوهر و عشق مخصوصی که بین شان بود، تکان خوردم. عشقی حقیقی که نیازی به بازی های رمانتیک و گل سرخ و سوگند خوردن و ابراز تعهد و شمع روشن کردن و کادو پیچی و از اینجور جفنگ بازی ها نداشت، اما قلب دو نفر را گرم می کرد.



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :داستان كوتاه ،
  • شخصیت شناسی 7

     

    1)اگه تو خیالت درحال قدم زدن تو جنگل باشی چه وقتی رو تصور می کنی؟
    -۱صبح زود ۲ -عصر ۳-شب

    2)اگه قرار باشه واسه یکی هدیه کفش بخری اون شخص کیه؟

    3)اگه یه تیکه ابر بهت بدن چیکارش میکنی؟

    4)مهم ترین خصوصیاتی رو که در کلمات زیر میبینی توصیف کن.

    ۱-سگ ۲-گربه۳ -موش ۴-اقیانوس ۵-قهوه

    5)به هرکدوم از رنگهای زیر، یک نفر که می‌شناسی و برات مهمه رو نسبت بده.

    ۱-زرد ۲-پرتقالی۳ -قرمز ۴-سفید ۵-سبز


    6)حیوونای زیر رو به ترتیبی که برات اولویت دارن نام ببر.

    ۱-گاو ۲-ببر ۳-گوسفند ۴-اسب ۵-خوک

    7) سه تا حیوون که خیلی دوست دارید روبه تریب نام ببر و برای هرکدوم ۳ صفت بگو.

    8)اگر با این ۴ تا حیوون تو کشتی باشی طوفان بیاد و مجبور بشی یکشون رو بندازی تو دریا؟

    کدوم رو میندازی ؟

    ۱-گاو ۲- گوسفند ۳- پلنگ ۴- اسب

    9)از بین این چهار گزینه کدوم رو بیشتر دوست داری؟

    ۱- خورشید۲-جنگل ۳-دریا ۴- آسمون

     

    (می توانید برای ارزیابی پاسخ های خود به ادامه ی مطلب رجوغ فرمایید.)


    ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :آزمون روانشناسی ،
  • زیباترین ایرانی

     

    سلام!

    اولی عكس زیبا ترین پسر ایرانی در سال 90 هستش و دومی عكس زیبا ترین دختر ایرانی در سال 90.

    نمی دونم توسط چه سازمانی انتخاب شدن، اگه شما می دونید بگید لطفاً!

    راستی كدومشون زیبا تره؟! پسره یا دختره؟! وجداناً بدون پارتی بازی بگید!!!

    یه سوال دیگه، ایشون پسر هستن یا دختر؟!!

     

    پ ن: خیلی از نظرات به خاطر استفاده از جملات غیر اخلاقی حذف شدند. لطفاً دیدگاه خود را بدون حاشیه و استفاده از واژه های ركیك ثبت فرمایید.

     


    ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :عكس ،





  • جاوا اسكریپت

    Online User

    به وبلاگ خودتون خوش اومدید.
    من در این وبلاگ بهترین و متنوع ترین مطالب رو مناسب با تمام سلیقه ها پست می كنم. تمام لینك های دانلودی كه در این وب وجود دارند مستقیم هستند. آرشیو وب رو از دست ندید.می تونید مطالب زیبایی رو پیدا كنید.
    اگر دوست دارین بیشتر با من آشنا شوید می توانید به قسمت "صفحات جانبی" بلاگ مراجعه فرمایید.
    و در آخر:
    همراه وب باشید...

    Hamed


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :